چهارشنبه بیستم دی 1385
موسیقی
" هر وقت که به نوای موسیقی گوش میدهم, بی اختیار چنین میپندارم که در دریایی پهناور به گردش درآمده ام!خیال میکنم که در میان مه و ابری غلیظ یا در فضایی شفاف بر کشتی نشسته ام تا با سینه ای که همچون بادبان کشتی از باد دریایی انباشته شده, در تاریکی شب از امواج متلاطم دریا بگذرم و به سوی ستاره ی آرزوهای خود روم...وقتی که مجذوب نوای موسیقی هستم, در دل خود به رنج پنهان آن کشتی که در دل امواج زیرو بالا میرود پی میبرم! مانند آن کشتی گاه با طوفانهای سهمگین و گردابهای عمیق دست و پنجه نرم میکنم و گاه نیز هنگامی که نسیم ملایم می وزد و کشتی را در دل امواج نیلگون پیش میبرد, در آیینه ی پهناور دریا نومیدی و غم خویش را منعکس میبینم. "
شارل بودلر
نوشته شده توسط basil در 22:1 | | لینک به این مطلب
چهارشنبه سیزدهم دی 1385
" من در مدرسه بهترین دوستم خودم هستم و از هیچ کس نمیپرسم چرا به دنیا آمده ام و چرا یک روز باید بمیرم.
حتی نمیخواهم بدانم آخرین مرده ی دنیا را چه کسی دفن میکند.
فقط یک سوال مهم دارم;
چرا خدا آدم را آفرید که هم هواپیما اختراع کند و هم قفس بسازد."
نوشته شده توسط basil در 20:32 | | لینک به این مطلب
پنجشنبه هفتم دی 1385
هر یک از پرسشهای شازده کوچولو هشدار بزرگی است برای ما آدمها.
برای ما که گرفتار عادتیم.برای ما آدمها که چیزهای جدی زندگیمان را فراموش کرده ایم.
اما من خوشحالم.خوشحالم از این جهت که در سیاره ی هفتمم!
چون فقط در سیاره ی هفتم, زمین است که میشود اهلی شد!
نوشته شده توسط basil در 19:51 | | لینک به این مطلب

